روایتِ تهرانِ عصرِ مظفرالدین‌شاه، از زبان یک آمریکایی

مظفرالدین شاه، مرد حاکم ایران، مستقر در تهرانزندگی فقیرانه مردم در تهرانمریض‌خانه تهران، در عصر مظفرالدین شاهپوشش زن عامی، در دوره مظفرالدین شاهدارالفنون، در دوره مظفرالدین‌شاه هم از آموزش‌کده‌های برجسته بود

ویلیام جاکسن یک آمریکایی بود که در سال ۱۳۲۱ هجری قمری به تهران آمد. درآن زمان مظفرالدین شاه قاجار در حال سلطنت بود و در تهران مقیم.

ویلیام جاکسن، از معدود نویسندگان خارجی دوره قدیم تهران است که وقتی به این شهر آمده، از آن تعریف کرده است. نوشته‌ او، شِمایی از تهرانِ عهد مظفرالدین شاه می‌نمایاند:

او نوشته: «اصفهان متوسط است. شیراز زیباست، اما طهران خیلی خوب است. این مدحی است که من بارها در پایتخت جدید ایران شنیدهام. موقعی که از یزد به طرف شمال مسافرت مینمودم، در مدت یک هفته اقامت در پایتخت، شهر را به اندازهای زیبا یافتم که حداقل تا اندازهای با شیفتگی ایرانیها همفکری کنم. اگرچه طهران نمیتواند به زیباییهای طبیعی مانند شیراز به خود ببالد… از درشکه‌ها در میدان شهر، پستخانه با اعلانهایش به دو زبان فارسی و فرانسه، تلگرافخانه کاملا مجهز، بانک عظیم شاهنشاهی، بلوار معروف به بلوار سفرا که در آن وزرای سفارتخانههای خارجی در لباس رسمی سواره حرکت میکنند و از مغازههایی که دارای کالاهای اروپایی هستند صحبتی نمیکنم. دو هتل که ادعا میکنند گاز مصرف میکنند و ادعای داشتن ترامواهای زنگدار نشانه نفوذ غرب است. لیکن بقیه چیزها، یعنی منازه ها، مساجد، مدرسهها، شترها، کاروانسراها، بازارهای مملو از مردانی که با هم نزاع میکنند و و زنهای چادر به سر و رسومی که به نظر میرسد از زمان کوروش باقی مانده، مشخصاتی هستند که به شرق تعلق دارند و تهران را مانند هر پایتخت دیگری در شرق، شرقی مینمایانند. گرچه من آن علایم عظمت ملی را که متعلق به دوره پیروزی ایران بوده و در تخت جمشید (حتی در خرابههای آن) وجود دارد ندیدهام.

چنانچه از نظر تاریخی بنگریم، تهران را میتوان چنین در نظر گرفت که وارث افتخارات گذشته پاسارگاد و پرسپولیس بوده است و جانشین مقام شاهنشانی میباشد که چند قرن قبل در شیراز و اصفهان برقرار بوده است. با اهمیت یافتن تهران، ماد توانست بار دیگر ادعای عظمتی را که در زمان کورش از دست داد، بکند و پایتخت فعلی محلی را اشغال میکند که به تقریب نظیر شهر باستانی ری است. حال شهر ری و خرابههای آن از لحاظ قدمت همان افتخارات و عظمتی را که اکباتان در ایران داشته است، داراست.

با وجود این، هرگاه به طور نسبی صحبت کنیم طهران شهری است جدید، یعنی شهری که کمتر از ۷۰۰ سال قبل به وجود آمد. یعنی تقریبا موقعی که ری به فراموشی میرفت. مقام آن به عنوان پایتخت از سال ۱۷۸۸ میلادی (۱۲۰۳ هجری قمری) به بعد است. یعنی از آن هنگام که سلسله قاجاریه روی کار آمد.

در اوایل قرن سیزدهم، تهران به قدری کم اهمیت بود که یاقوت آن را فقط به عنوان قلعهای تعریف کرده است که یک فرسنگ از ری فاصله داشته است و افزوده که ساکنان آن در دخمههایی که در زیر زمین کنده بوهاند میزیستهاند و در برابر حاکم وقت یاغی بودهاند و پیوسته حالت نبرد و نزاع داشته اند.

طهران، اگر در آن روزگار تا بدین پایه بیاهمیت بوده است، پس باید در ۴۰۰ سال بعد تا میزان وسیعی ترقی و توسعه یافته باشد و گواه این دعوی مسافران مختلف اروپایی هستند که بدان هنگام از طهران بازدید نموده اند و طهران در اواخر قرن ۱۸ چندان اهمیت پیدا کرد که آغامحمدشاه آنجا را به پایتختی برگزید و تاجی را که از منقرض کردن خاندان زندیه به دست آورده بود به آن بخشید.

طهران مساحت و ظاهر کنونی خود را تا حدود زیادی مرهون ناصرالدین شاه است که پس از اولین بازدیدش از اروپا با اشتیاقی مخصوص اوقات خود را به توسعه و زیبا ساختن مقر فرماندهی خویش اختصاص داد.

باروهای قدیمی در اغلب نقاط خراب و خندقها پر شده است و استحکامات کاملا تازه، در یک میل دورتر از باروهای قدیم ساخته شده است که حدودا شهر را بزرگتر گردانیده است… میدان اصلی شهر میدان توپخانه نامیده میشود که میدان چهارطرفه زیبایی است و قسمت اعظم آن به سوی شرق و غرب گسترش دارد و سطح آن به طرزی ناهموار فرش شده. انتهای شرقی این میدان عملا اختصاص به ساختمان و زمینهای بانک شاهنشاهی ایران داده شده و بعد از توپخانه، نخستین موضوعی که توجه را جلب میکند، میدان کوچکی است خارج از دیوارهای قصر و تا حدودی به سوی جنوب. این میدان را میدان ارگ یا میدان شاه مینامند. اینجا در کنار استخر بزرگ آب توپ عظیمی نصب شده که توپ مروارید نامیده میشود و در سوی دیگر میدان دروازه هلالیشکل باشکوهی واقع است که نقارهخانه نامیده میشود و از اتاقهای آن طلوع و غروب آفتاب را با موزیک مخصوص اعلام میکنند.

دومین محلی که در جنوب میدان توپخانه قابل توجه است، وسعت داخل دیوارهای قدیمی است که مساحت آن به یک چهارم میل مربع میرسد و ارگ نام دارد و در داخل دیوارهای گلی آن قصر شاه واقع است… تعدادی مدرسه یا کالج مذهبی و چندین موسسه فرهنگی که از تاسیسات سلطنتی میباشد نیز در تهران وجود دارد که از جمله آنها مدرسه دارالفنون میباشد که وجوه سلطنتی مخارج آن را تامین میکند و دارای استادان اروپایی و معلمان بومی است و با اینکه در این موسسه تدریس و غذا و لباس برای ایرانیان مجانی است، باز خیلی از جوانان ایرانی به مدارسی میروند که توسط هیاتهای مامورین خارجی تاسیس شده و … شمالی ترین قسمت تهران به طور اعظم اروپایی نشین است، سفارت آمریکا در جای خوبی واقع است و زمینهای آن خیلی زیباست. من به سبب علاقهای که داشتم و به علت ارتباطات فراوانی که نام زرتشت با شهر ری (حومه تهران) داشت خیلی مایل بودم که زرتشتیها را ملاقات کنم و خوشحال شدم که در اولین بازدیدهایم از تهران با دبیر جامعه زرتشتیان ملاقات نمودم.

مطالب بیشتری نیست